مدیریت ریسک استراتژیک و 5 گام برای موثر واقع شدن آن

به اشتراک گذاری مطلب :

مدیریت ریسک استراتژیک امری اساسی می باشد، اما غالباً وضعی از مدیریت ریسک سازمانی (ERM) را نادیده میگیرند. به طور سنتی، ERM روی ریسک مالی و عملیاتی تمرکز کرده است. با این حال، واقعیت این است که ریسک استراتژیک به مراتب نتیجه بیشتری دارد.

 

ریسک استراتژیک چیست؟

به عبارت ساده، ریسک های استراتژیک ریسک هایی است که یک شرکت می پذیرد و به طور بالقوه می تواند ضرر بزرگی داشته باشد.

شرکتی که فرایندهای تولید برتر و بی نظیری دارد، در صورتی که دیگر مصرف کننده هایشان محصولاتشان را نخواهند، باز هم شکست خواهد خورد. این درسی بود که تولیدکنندگان گوشی های تلفن همراه با ورود Apple® iPhone® به صحنه با بحران مشابهی روبرو شدند.

 

مدیریت ریسک استراتژیک

 

مدیریت ریسک استراتژیک چیست؟

مدیریت ریسک استراتژیک فرآیند شناسایی، کمی سازی و کاهش هرگونه ریسکی است که استراتژی تجاری، اهداف استراتژیک و اجرای استراتژی شرکت را تحت تأثیر قرار می دهد یا ذاتی آن است. این خطرات ممکن است شامل موارد زیر باشد:

  • تغییر در تقاضای مصرف کننده و ترجیحات
  • تغییر قانونی و نظارتی
  • فشار رقابتی
  • ادغام ادغام
  • تغییرات فنی
  • گردش مالی مدیریت ارشد
  • فشار سهامداران

همانطور که جیمز لام، متخصص صنعت می گوید، ریسک استراتژیک مهمترین چیز است و اولویت دادن به مدیریت ریسک استراتژیک به معنای اول انباشته کردن چیزهای بزرگ است.

 

خطر استراتژیک منحنی زنگ است

منحنی مدیریت ریسک استراتژیک

 

مانند هر ریسک، ریسک استراتژیک در امتداد یک منحنی زنگ دار کلاسیک قرار می گیرد، و نتایج در امتداد محور x و احتمال در امتداد محور y است. نتیجه مورد انتظار از یک استراتژی مشخص، اوج این منحنی را نشان می دهد. بیشتر برنامه ریزی های استراتژیک تنها این قله را در نظر می گیرند در حالی که دامنه های هر دو طرف را نادیده می گیرند.

 

 

اما دو اقدام استراتژیک را تصور کنید که هر کدام نتیجه مشابهی دارند. یکی در امتداد یک منحنی باریک و شیب دار قرار می گیرد، که نشان دهنده کم بودن خطر خرابی و فرصت کمی برای بالا رفتن است. زنگ دیگر با زنگ وسیع تری نشان داده می شود که شانس بیشتری برای عملکرد کم و زیاد دارد. کدام یک را انتخاب کنیم؟ پاسخ به اشتهای یک شرکت برای خطر بستگی دارد.

 

مدیریت ریسک استراتژیک: تغییر منحنی

حالا یک منحنی سوم را با همان نتیجه مورد انتظار تصور کنید. این یکی با شیب تند از چپ بالا می رود اما در سمت راست با ملایمت تری به سمت پایین شیب می یابد. در اینجا، ریسک نزولی به حداقل رسیده و فرصت صعودی افزایش یافته است. این هدف از مدیریت ریسک استراتژیک است: شکل دادن به منحنی به شکلی که طرفدار موفقیت باشد.

 

چگونه ریسک استراتژیک را اندازه گیری و مدیریت می کنید؟

به قول معروف شما نمی توانید آنچه را که نمی توانید اندازه بگیرید مدیریت کنید.

برای اینکه بفهمیم چگونه ریسک استراتژیک را مدیریت کنیم، ابتدا باید نگاهی به نحوه اندازه گیری آن بیندازیم. اصل اصلی مدیریت ریسک سازمانی (ERM) اندازه گیری ریسک با همان معیارهای اندازه گیری نتایج است. به این ترتیب، شرکت ها می توانند محاسبه کنند که ابتکارات آنها چقدر خطر ذاتی دارد.

 

 

ریسک استراتژیک را می توان با دو معیار اصلی اندازه گیری کرد:

سرمایه اقتصادی به میزان حقوق صاحبان سهام مورد نیاز برای پوشش خسارات غیرمنتظره بر اساس یک استاندارد از قبل تعیین شده پرداخت می شود. این استاندارد معمولاً از رتبه بندی بدهی هدف شرکت گرفته می شود. سرمایه اقتصادی یک ارز مشترک است که با آن می توان هر ریسکی را کمی ارزیابی کرد. نکته مهم، این است که از همان روش و فرضیات استفاده شده در تعیین ارزش شرکت استفاده می کند، و آن را برای ریسک استراتژیک ایده آل می کند.

بازده سرمایه تعدیل شده توسط ریسک (RAROC) اظهارنامه پیش بینی شده پس از مالیات در ابتکاری است که بر سرمایه اقتصادی آن تقسیم شده است. اگر RAROC بیش از هزینه سرمایه شرکت باشد، این طرح عملی است و ارزش افزوده خواهد داشت. اگر RAROC کمتر از هزینه سرمایه باشد، ارزش را از بین می برد.

 

 

پنج مرحله برای موثر واقع شدن

مدیریت ریسک استراتژیک شامل پنج مرحله است که برای موثر بودن باید در فرآیند برنامه ریزی و اجرای استراتژیک ادغام شوند:

  1. استراتژی و اهداف تجارت را تعریف کنید. چندین چارچوب وجود دارد که شرکت ها معمولاً برای برنامه ریزی استراتژی استفاده می کنند، از تجزیه و تحلیل ساده SWOT گرفته تا کارت امتیازی متعادل تر و دقیق تر. نکته مشترک این چارچوب ها، عدم موفقیت در مقابله با ریسک است. بنابراین بسیار مهم است که شرکتها در مرحله برنامه ریزی اقدامات اضافی برای ادغام ریسک انجام دهند.
  2. برای سنجش نتایج، شاخص های اصلی عملکرد (KPI) را تعیین کنید. بهترین KPI ها نکاتی را در مورد اهرمهایی که شرکت می تواند برای بهبود آنها استفاده کند ارائه می دهد. بنابراین، فروش کلی باعث ضعف KPI می شود، در حالی که فروش به ازای هر مشتری به شرکت اجازه می دهد تا برای پاسخگویی تلاش کند.
  3. خطراتی را که می توانند تنوع در عملکرد را ایجاد کنند شناسایی کنید. این موارد ناشناخته است، مانند تقاضای مشتری در آینده، که نتایج را تعیین می کند.
  4. شاخص های اصلی خطر (KRI) و سطح تحمل برای خطرات مهم را تعیین کنید. در حالی که KPI ها عملکرد تاریخی را اندازه گیری می کنند، KRI ها شاخص های پیش رو هستند که با هدف پیش بینی انسدادهای احتمالی پیش بینی شده اند. سطح تحمل به عنوان محرک عمل است.
  5. گزارش و نظارت یکپارچه را ارائه دهید. سرانجام، شرکت ها باید نتایج و KRI ها را به طور مداوم کنترل کنند تا خطرات را کاهش دهند و یا فرصت های غیر منتظره را در صورت بروز درک کنند.

ریسک استراتژیک نشان دهنده بزرگترین خطرات – و فرصتهایی – است که شرکت شما با آن روبرو است. با برداشتن گام هایی برای مدیریت آن در سطح سازمانی، شرکت ها می توانند موفقیت آینده خود را شکل دهند در حالی که قرار گرفتن در معرض منفی را به حداقل برسانند.

 

 

نویسنده : حمیده رمضانپور

کاوشگران بهبود کیفیت –  مشاور مدیریت کسب و کار شما

 


به اشتراک گذاری مطلب :