کارآفرینی سازمانی در محیط رقابت

به اشتراک گذاری مطلب :

با توجه به نقش و اهمیت کارآفرینی و باشکوه پیش زمینه کارآفرینان در توسعه بسیاری از کشورها، همچنین با توجه به بسیاری از مشکلات اقتصادی که کشور ما با آن روبرو است، توزیع مفهوم کارآفرینی و ایجاد زیرساخت برای فرهنگ خود در همه جوامع، به ویژه جوامع در حال توسعه مانند ایران، یک ضرورت حیاتی است. در این تحقیق، ابتدا کارآفرینی سازمانی و عوامل موثر آن، سپس ضرورت آن برای سازمانهای فعلی و در آخر مدلهای کارآفرینی سازمانی که نحوه توصیف شرکتها را ارزیابی می کنند، توصیف می کنیم.

 

گسترش کارآفرینی و نوآوری در سازمان

 

۱٫ معرفی

این روزها برای زنده ماندن سازمان ها و مؤسسات خصوصی و دولتی باید راه حل ها و روش های جدیدی برای مواجهه با مشکلات و موانع مختلف پیدا کنند. تمرکز بیشتر بر مفهوم کارآفرینی و انجام تحقیقات لازم در این زمینه، از جمله راه حل های سه دهه گذشته برای حل مشکلات اقتصادی و اجتماعی مختلف در کشورهای مختلف است. یکی از طبقه بندی های اصلی کارآفرینی سازمانی است. بدون شک نقش مهمی در موفقیت سازمانها دارد.

هر شخصی بهره وری و نوآوری بالقوه دارد، اما استفاده از این توانایی ها نیاز به برنامه ریزی مناسب توسط مدیران دارد. برخی معتقدند که کارآفرینی سازمانی یکی از عوامل تولید شغل و سرمایه گذاری است که همه افراد دارای نوآوری و بهره وری هستند، اما به طور بالقوه استفاده از این توانایی ها نیاز به برنامه ریزی مناسب مدیران دارد. برخی معتقدند که کارآفرینی یکی از این موارد است.

عوامل تولید مانند سرمایه و شغل. با افزایش فشرده رقبای جدید و بی اعتمادی به روشهای سنتی در سازمانها، همچنین از دست دادن بهترین منابع انسانی، ضرورت کارآفرینی سازمانی در سازمانها را نشان می دهد. اگرچه ایران دارای منابع طبیعی بالا و بسیاری از جوانان و افراد تحصیل کرده است، اما با مشکلات اقتصادی زیادی مانند نرخ بالای تورم و بیکاری روبرو است. بنابراین برای حل این مشکل، به کارآفرینان سازمانی شجاع، خلاق، مبتکر و خطرناک برای توسعه سازمان و جامعه به بخشهای خصوصی و دولتی نیاز است. بنابراین مطالعه ادبیات کارآفرینی سازمانی و عوامل سازمانی موثر آن نه تنها مهم بلکه حیاتی نیز هستند.

 

کارآفرینی سازمانی

۲) کارآفرینی سازمانی

برای کارآفرینی تعاریف و طبقه بندی های مختلفی وجود دارد. طبقه بندی مشترک بر اساس افرادی است که تلاش می کنند و به شرح زیر است:

  • کارآفرین انفرادی: یک نفر یک کارآفرینی ابتکاری مخاطره آمیز ایجاد می کند و می تواند به دلیل تجارت جدید، توسعه یک کسب و کار موجود یا حل مشکل باشد.
  • کارآفرین گروهی: گروهی در قالب یک تیم، یک کارآفرینی ابتکاری ایجاد می کنند.
  • کارآفرینی سازمانی: سازمانی از رویکرد کارآفرینی پیروی می کند و پیش نیازهای مربوطه را فراهم می کند.

باید توجه داشت که اقدامات مخاطره آمیز در کارآفرینی فردی به معنای ایجاد و سازماندهی یک سازمان جدید یا تأسیس یک شرکت جدید است و این مفهوم در کارآفرینی سازمانی همان توسعه فعالیت های جدید برای یک سازمان مستقر است. بعلاوه، در کارآفرینی سازمانی، یک شخص فعالیت پر مخاطره ای را در سازمان آغاز می کند. از طرف دیگر، یکی از عوامل ضروری در کارآفرینی شرکتی این است که سازمان و کارکنان آن همه باید روحیه کارآفرینی داشته باشند.

کارآفرینی سازمانی از کارآفرینی در سازمان پیروی می کند و نیازهای آن را تأمین می کند. کارآفرینی سازمانی فرآیندی است که در آن سازمان ها با نوآوری و تخصیص مجدد منابع، شانس رشد و توسعه را تشخیص می دهند و ارزش های جدیدی را برای مشتریان ایجاد می کنند. سازمان دارای سرعت بالایی از توسعه است.

 

۳) ضرورت کارآفرینی سازمانی

 ضرورت کارآفرینی سازمانی به دلیل ناسازگاری و واکنش آهسته سازمانهای متوسط و بزرگ در مقایسه با تغییرات روزافزون، سریع، پیچیده و غیر قابل اعتماد در محیط است و اقدامات سریع و نوآوری را به عنوان عوامل کلیدی و بقا در امروز معرفی می کند. فشرده سازی رقابت. امروزه بسیاری از شرکت ها به ضرورت کارآفرینی شرکتی پی برده اند. در واقع، این تغییر در استراتژی به دلیل نیازهای اجباری زیر است:

  1. افزایش سریع رقبای جدید
  2. عدم اعتماد به روش های سنتی در شرکت ها
  3. ترک بهترین کارها و کارآفرینی مستقل آنها

این عوامل در دنیای متغیر امروز عوامل اصلی تغییر در استراتژی های شرکت ها هستند.

 

۴) توضیح عوامل موثر بر کارآفرینی

از دیدگاه آکادمیک، ادبیات کارآفرینی همیشه دارای ضعف، فقدان تعریف واحد و مفاهیم است. بسیاری از تحقیقات بر اساس نظرات شخصی و یا فقط مطالعه موردی در زمینه خاص انجام می شود. اما در تحقیقات دهه های اخیر، وحدت مفاهیم در میان محققان مشهور مشاهده می شود. بر اساس تحقیقات انجام شده، دو مؤلفه اساسی کارآفرینی سازمانی به شرح زیر شناخته شده اند:

۱-گرایش کارآفرینی

گرایش کارآفرینی را می توان بصورت جامع بصورت زیر تعریف کرد:

 

“این شامل برخی اقدامات و تصمیم گیری است که منجر به کارآفرینی در یک سازمان می شود”.

تحقیقات اولیه کارآفرینی سازمان توسط میلر و فرینسن منجر به توسعه ساختارهای گرایش به کارآفرینی شد. میلر معتقد است “یک شرکت کارآفرینی شرکتی است که درگیر محصول نوآورانه بازار است، اقدامات خطرناکی انجام می دهد و اولین شرکتی است که از طریق نوآوری های پیشگام رقبا را تحت فشار قرار می دهد”. بر اساس این تعریف، گرایش به کارآفرینی متضمن رویه ها، روش ها و اقدامات اصلی تصمیم گیری است که منجر به ورود جدید می شود.

جنبه های سه گانه گرایش به کارآفرینی عبارتند از: ریسک پذیری، نوآوری و پیشگامی. نوآوری یا به عبارت دیگر، تمایل شرکت به استفاده و پشتیبانی از ایده های جدید، طراوت، آزمایش و فرآیند تولید، علامتی است که ممکن است منجر به تولید، خدمات یا فرآیندهای جدید شود. گرفتن ریسک به عنوان گرایش سازمان به سمت تعهدات بزرگ و پرخطر تعریف می شود در حالی که احتمال منطقی شکست هزینه وجود دارد. پیش قدم بودن در حالی که قبل از مشکلات، نیازها و شانس های آینده عمل می کند، نشان داده می شود.

به عبارت دیگر، پیش بینی و پیروی از فرصت های جدید و حضور در بازارهای نوظهور. پیشگویی همچنین مستلزم ثبات، پذیرش و تمایل به دوباره وسوسه شدن در شکست ها است.

 

کارآفرینی سازمان

 

۲-مدیریت کارآفرینی

طبق استیونسون (۱۹۸۳)، کارآفرینی متمرکز رویکرد مدیریت از طریق استفاده از فرصت بدون در نظر گرفتن منابع کنترل است. سازمان تاسیس شده به شرح زیر :

  1. تمرکز بر تغییر: مدیریت کارآفرینی مدیریت تغییرات است. در حقیقت، یک مدیر کارآفرین، شرایط را به حال خود رها نکنید. این نوع مدیریت، برخلاف مدیریت سنتی، فقط به زنده ماندن و حفظ موقعیت فعلی در بازار فکر نمی کنند، بلکه به طور مداوم سعی در تغییر سازمان از طریق بهبود بخش بازار دارند.
  2. تمرکز بر فرصت ها: مدیریت کارآفرینی با فرصت هایی همراه است و سعی می کند کارها را به گونه ای متفاوت و در شرایط بهتر انجام دهد.
  3. چشم انداز گسترده: مدیریت کارآفرینی به اندازه سازمان کل چشم انداز گسترده ای دارد و در عین حال هنگام تصمیم گیری کل قسمت را در نظر می گیرد.
  4. ریسک پذیری: به طور خلاصه، مدیر کارآفرین یک مدیر پر خطر برای تغییر و دنبال کردن فرصت ها است. یک مدیر کارآفرین بهترین زمان را برای سرمایه گذاری مخاطره آمیز می داند. در بهترین شرایط، او وارد می شود، تغییراتی ایجاد می کند، فرصت ها را دنبال می کند و از مزایای استفاده می کند.

از نظر کارآفرینی، معیار گذاری فقط در یک بخش مانند مالی، بازاریابی یا فروش استفاده نمی شود بلکه با توجه به یک سیستماتیک، این یکی از بهترین رویکردها در صنعت و سازمان مرتبط است.

رفتار مدیریت کارآفرینی باعث بهبود خلاقیت و فرهنگ ریسک در سازمان می شود، به ساختارهای غیررسمی کمک می کند و منجر به ایجاد استراتژی برای استفاده از فرصت های شناخته شده می شود.

 

هر یک از جنبه های مدیریت کارآفرینی به شرح زیر است:

الف) جهت گیری استراتژیک: پراهالاد و هامل اظهار داشتند که جهت گیری استراتژیک شامل قصد استراتژیک در ارتباط با اهداف سازمان، همچنین فرایندها، سیستم ها و فرهنگ سازمان است که دستیابی به موفقیت را تسهیل می کند.

ب) جهت گیری منابع: سازمان های کارآفرین از طریق استفاده از روش های نوآورانه دانش منابع جدید یا مبتنی بر دارایی را ایجاد یا به دست می آورند. منابع دانش شامل انواع مختلفی از قبیل رویه ها، بازار یا فناوری است. دانش کارآفرینی شامل استفاده از منابعی است که به درستی استفاده نمی شوند. امروزه سازمان ها از اتحاد، ادغام و شبکه ها برای دستیابی به بازارها، اطلاعات، فناوری و سایر منابع استفاده می کنند که برای نوآوری و استفاده از استراتژی های کارآفرینی سازمانی بسیار مهم است.

ج) فلسفه پاداش: بسیاری از محققان می گویند استفاده صحیح از پاداش، اقدامات کارآفرینی در سازمان را به میزان قابل توجهی افزایش می دهد.

د) فرهنگ سازمان: آن دسته از افراد در سازمان با یکدیگر کار می کنند، دارای عقاید، عقاید، ارزشها و هنجارهای مشترکی هستند که کاملا فرهنگ آن سازمان را تشکیل می دهند. به طور کلی، ترکیب دو کلمه “فرهنگ” و “سازمان” بیان جدیدی ایجاد می کند که هیچ یک از آنها نیست.

از این کلمات به طور جداگانه چنین چیزی وجود ندارد. فرهنگ سازمان بر کلیه جنبه ها مانند ساختار و رفتار تأثیر دارد.

ذ) ساختار مدیریت : ساختارها در سازمانها به گونه ای است که تعداد سطوح عمودی بین مدیران اجرایی و کارکنان شاغل در پایین ترین سطح فضای کمی دارد و شرح وظایف کتبی کلیه کارکنان و مدیران ارشد سازمان در دسترس است. کارمندان غیرمدیریت دستورالعمل ها و رویه های عملیاتی را دریافت می کنند و از آنها اطاعت می کنند و مدیران ارشد سازمان در تعریف و توصیف داده ها به دیگران کمک می کنند.

کارآفرینی سازمانی

۵) آثار تجربی

Covin & Slevin، در سال ۱۹۹۱، یک مدل کامل از کارآفرینی سازمانی را ارائه داد که ممکن است کاملترین مدل در این زمینه باشد. آنها تشکیلاتی را معرفی کردند

کارآفرینی به عنوان مجموعه ای از رفتارها و روشی را ایجاد کرده است، رویکرد نگاشت شناختی. این رفتارها به شرح زیر است:  ریسک پذیری سطح مدیریت ارشد، توسعه و میزان تکرار در نوآوری و محصول، تمایل سازمان به رقابت بیش فعال، مدل ها و متغیرهای مختلف در سه دسته در نظر گرفته می شوند:

متغیرهای محیطی، متغیرهای سازمانی و متغیرهای فردی. در اینجا ما در مورد متغیرهای سازمانی موثر در کارآفرینی سازمانی صحبت می کنیم که می تواند در چهار دسته خلاصه شود:

– استراتژی، نوآوری باید به عنوان یک رقابت سودمند در استراتژی کارآفرینی در نظر گرفته شود. در واقع سه نکته باید در نظر گرفته شود:

  •  ساختار و فرهنگ سازمانی باید به گونه ای آماده شود که رفتارهای کارآفرینی ایجاد کند،
  • چشم انداز سازمان باید مبتنی بر نوآوری باشد.
  • خطرپذیر باید از پشتیبانی و بدست آوردن منابع لازم اطمینان داشته باشد.

 

 

 

در واقع در این تحقیق، عوامل موثر در اجرای کارآفرینی سازمانی با توجه به ادبیات موضوع تعریف شده و اندازه گیری صحیح عوارض طراحی شده است.

تحقیقات در مورد مدیران میانی به دلیل نقش مهم آنها بود و در نهایت پایایی و روایی مورد ارزیابی قرار گرفت. همانطور که گفته شد، در تحقیقات قبلی نقش مدیران میانی سازمانها در اجرای کارآفرینی سازمانی بسیار مورد بررسی قرار گرفته است. اما برعکس، تجربیات عملی کمتر است، بنابراین در اینجا سعی می کنیم این مسئله را حل کنیم. مدیران میانی، به دلیل موقعیت هایی که بین بخش عملیاتی و مدیران ارشد هستند، تاثیر بسزایی در تشکیل کارآفرینی سازمانی دارند.

با توجه به اهمیت این موضوع، نویسندگان کمی در این باره صحبت کرده اند و عدم تحقیق واضح است. علاوه بر این، نویسندگان این تحقیق تمایل به ایجاد ابزاری برای اندازه گیری کارآفرینی سازمانی در سازمان ها دارند. این ابزار کلید را اندازه می گیرد

عواملی که مدیران میانی را برای کاشت کارآفرینی سازمانی تحت تأثیر قرار می دهند.

 

نتیجه گیری

مدیران ارشد باید به طور کلی به کارآفرینی و کارآفرینی سازمانی توجه کنند و این را به عنوان یکی از عوامل اصلی بقا و رشد سازمان در رقابت سخت و آشفتگی امروز در جهان در نظر بگیرند. مشکلات امروز شرکت ها با راه حل های قبلی قابل حل نیست و پیش بینی های آینده مشکلات آینده را حل نمی کند. بنابراین، پیش ساخته آینده توصیه می شود. سازمان ها باید به اندازه کافی انعطاف پذیر باشند تا با همه شرایط ممکن روبرو شوند. اجرای کارآفرینی در سازمان ها به آنها کمک می کند تا به انعطاف پذیری دست یابند، همچنین برای هر شرایط ایده دارند و خلاقیت ایجاد می کنند.

در سازمان های کارآفرین، مدیران اجرایی به دیگران انگیزه می دهند تا مسئولیت ها را با توجه به دیدگاه سازمان، رویکردها و استراتژی های موجود بپذیرند. کارکنان باید از آنچه در داخل سازمان اتفاق می افتد آگاه باشند و در تجزیه و تحلیل و اقدامات، به ویژه موارد مرتبط با مشتریان شرکت کنند. کارآفرینی سازمانی معمولاً دشوارتر از کارآفرینی مستقل است. برخی از این مشکلات به هویت سازمانهای بزرگ برمی گردد.

به طور کلی، کنترل مستمر برای اکثر قسمتهای مدیریتی مورد نیاز است و آنچه مانع ایجاد اقدامات کارآفرینی در سازمانهای بزرگ می شود محافظه کاری است. مشکل دیگر مزایا و استراتژیهای کوتاه مدت است که سازمانها به آن توجه می کنند. کمبود استعدادهای کارآفرین مشکل دیگری است زیرا یک کارآفرین واقعی زندگی کارآفرینی مستقل را به زندگی با امنیت بیشتر (خطر کم) در شرکت ترجیح می دهد. آنها ممکن است در ابتدا در شرکت های بزرگ کار کنند، اما پس از چند سال این کار را ترک می کنند.

آخرین مشکل مربوط به روش نامناسب پاداش دادن است. هر برنامه درآمد یا حقوق بر اساس ساعت کاری یا درآمد ماهانه انگیزه ای برای کارآفرینان ایجاد نخواهد کرد. گرچه جوایز مالی برای کارآفرینان چندان مهم نیست، اما برای حفظ نوآوری به طور مداوم، باید سازوکار پاداش وجود داشته باشد.

برای حل این مشکلات، پنج پیشنهاد به شرح زیر است:

  1. ایجاد الگویی برای کارآفرینی سازمانی
  2. توسعه فرهنگ کارآفرینی سازمانی
  3. شناخت افراد با استعداد برای کارآفرینی
  4. شرکت جامع بین تمام بخشهای سازمان
  5. پاداش دادن به کارآفرینان سازمانی

 

 

نویسنده : حمیده رمضانپور

کاوشگران بهبود کیفیت –  مشاور مدیریت کسب و کار شما

 


به اشتراک گذاری مطلب :